سيد علي اكبر قرشي
226
قاموس قرآن ( فارسي )
مراد از * ( قَضى زَيْدٌ مِنْها وَطَراً ) * آنست كه زيد زينب را طلاق داد و نظرش را از او بريد و ديگر حاجتى نسبت به او برايش نماند يعنى پس از آن زينب را به تو ( اى رسول خدا ) تزويج كرديم . رجوع شود به « زيد » . اين لفظ فقط دو بار در كلام اللَّه آمده است . وطن : ( بر وزن فلس ) اقامت . چنان كه در قاموس و اقرب هست « وطن بالمكان وطنا : أقام » وطن ( بفتح و ، ط ) محل اقامت انسان و مقرّ انسان ، و هر مكانى كه انسان براى كارى در آن مانده است جمع آن مواطن مىباشد * ( لَقَدْ نَصَرَكُمُ الله فِي مَواطِنَ كَثِيرَةٍ وَيَوْمَ حُنَيْنٍ ) * توبه : 25 . مراد از مواطن مشاهد و مواقف جنگهاست . خداوند شما را در بسيارى از مواضع مخصوصا در روز حنين ( جنگ معروف حنين ) يارى كرد . در سفينة البحار « وطن » مينويسد : حرّ عاملى رحمه اللَّه در مقدّمه كتاب امل الآمل نوشته : خواستيم اوّل حالات علماء جبل عامل را بنويسيم زيرا روايت شده : « حبّ الوطن من الايمان » اين لفظ فقط يك بار در قرآن مجيد ذكر شده است . وعد : راغب گويد : وعد در وعده خير و شرّ هر دو به كار رود گويند : « وعدته بنفع و ضرّ » . . . ولى وعيد فقط در وعده شرّ گفته مىشود . فعل آن « اوعد ايعادا » است . نگارنده گويد : دليل قول راغب استعمال قرآن مجيد است . * ( وَيَقُولُونَ سُبْحانَ رَبِّنا إِنْ كانَ وَعْدُ رَبِّنا لَمَفْعُولًا ) * اسراء : 108 . اين « وعد » در خير است * ( فَقالَ تَمَتَّعُوا فِي دارِكُمْ ثَلاثَةَ أَيَّامٍ ذلِكَ وَعْدٌ غَيْرُ مَكْذُوبٍ ) * هود : 65 . اين « وعد » در شرّ و اشاره بوعده عذاب نسبت بقوم صالح عليه السّلام است ايضا * ( وَنادى أَصْحابُ الْجَنَّةِ أَصْحابَ النَّارِ أَنْ قَدْ وَجَدْنا ما وَعَدَنا رَبُّنا حَقًّا فَهَلْ وَجَدْتُمْ ما وَعَدَ رَبُّكُمْ حَقًّا ) * اعراف : 44 . فعل اوّل در وعده خير و دوم در وعده شرّ و عذاب است . ايضا آيه * ( كُلٌّ كَذَّبَ الرُّسُلَ فَحَقَّ وَعِيدِ ) * ق : 14 . و * ( قالَ لا تَخْتَصِمُوا ) *